
به گزارش ملایریها به نقل از فارس از همدان، سال گذشته در مطلبی پیرامون یک عکس از راهپیمایی بازگشت مردم فلسطین با عنوان «کاش میشد برای این مظلومیت مرد» چند نکته را در مورد اتحاد عجیب کشورهای عرب منطقه با اسرائیل و انتقال سفارت رژیم صهیونیستی به قدس بازگفتیم و امسال شاید بهتر باشد با طرح یک سوال کار خود را پی بگیریم و آن این که چگونه است که به اصطلاح جهادیترین گروههای مسلح وهابی و تکفیری هیچ گاه وارد درگیری خاصی با اسرائیل نشده و از انبوه روایات و گزارشات موجود در مورد توطئههای یهود علیه پیامبر اسلام(ص) گذر کرده و حتی توسط رژیم صهیونیستی حمایت و تیمار شدهاند؟
عجیبا غریبا، بسا شگفتا، شام و ناهارت را به نام و یاد رسولالله بخوری، هر لحظه آماده باشی بمبی بر خود بربندی تا فاصلهات با بهشت و نشستن در جوار آن حضرت را کوتاه کنی و در هنگام جنگ پای نیروها به هم بسته شود که زیر فشار کسی از میدان نبرد مقدس به در نرود و آنگاه هیچ به یاد نیاوری که رسولالله از یهود تعدیکننده چه خون دلها خورد و چقدر با آنان جنگید تا سرانجام پذیرفتند ذیل حکومت اسلامی زیستی توام با احترام به مسلمانان داشته باشند.
غرض ما القای بد بودن همه یهودیان نیست که بسیاری از هموطنان خودمان در همین کشور زیستی توام با احترام متقابل دارند و کسی هم به مناسک و فرائض آنان کاری ندارد اما جریانی که مبنای خود را بازگشت به سنت سلف صالح رسولالله و اصحاب ایشان میداند چگونه میتواند از تمام تحرکات یهودیان علیه ملت اسلام چشم بپوشد و تمام نیروی خود را متوجه سر بریدن و تجاوز به نوامیس مسلمانان سازد؟ یا للعجب.
پاسخ این سوال یا ابهام را باید در طرز عملکرد این نیروها دید که کار خود را با ایجاد رعب از طریق پخش گسترده اینترنتی و مجازی اعمال شنیع و خشن در نقاط مختلف کشورهای اسلامی آغاز کردند و با فراخوان نیروهای تندرو از اروپا تا قبایل آفریقا نیرویی خونریز و فاقد تعقل و سست در مبانی اعتقادی را گرد آورده و در حرکت دوم شروع به ربودن زنان مسلمان و غیر مسلمان از کرد و ایزدی و... کردند و حتی بازار فروش کنیز راه انداختند و زنان را به هم هبه کردند، دستان پشت پرده خیال میکردند که این جریان تکفیری تا دههها در منطقه خواهد ماند و برای 10 تا 15 سال آتی نیاز دارد که سربازان نوجوانی از بارآوری همین زنان اسیر گرفته شده در اختیار داشته باشد که از کودکی کاملا شست و شوی مغزی داده شده و بتوانند خلافت خودخوانده و بهتر بگوییم آمریکا و اسراییل ساخته را تثبیت کنند.
با این وصف اما آنچه معادلات استکبار و اذنابش را در هم ریخت حضور دلاورمردانی از خطه شیران بیشه و شیعیان مولا علی بود که به نام مادر ائمه زهرای مرضیه بر سر دشمن فرود آمدند و طرح تغییر نقشه خاورمیانه را خیلی زود در هم ریختند و اکنون چنانکه رهبر معظم انقلاب میفرماید روزشمار پایان رژیم صهیونیستی به شمارش درآمده و دیری نخواهد پایید که مقاومت منبعث از بیداری اسلامی و اسلام انقلابی طومار تمام گرگصفتان منطقه را در هم نوردد.
تا آن روز ما شاهدان و ناظران تمام نامردمیهای مدعیان حقوق بشر خواهیم بود که رسانههای به اصطلاح بینالمللیشان چگونه در مورد مرگ چند لاک پشت عزاداری میکنند اما کشته شدن هر روزه مردم فلسطین را «مرگ» یا «جان باختن» مینامند، اشکالی ندارد حساب ما با شما بماند برای وقتش فعلا گویا هر روز در فلسطین مردمان بیخود و بیجهت علاقه دارند که بمیرند چنانکه در طنزی ناخوشایند و تلخ کسی گفته بود کشته شدن چند هزار فلسطینی و آنجلینا جولی میتواند برای رسانههای جهان مهم باشد نه کشته شدن چند هزار و چند میلیون مسلمان به تنهایی.
محمود درویش در شعری وضعیت فلسطین را به دوران رنج و محنت حضرت یوسف تشبیه میکند و امید که خیلی زود دوران عزت این یوسف روی زخمین عالم اسلام فرا رسد چنانکه علمدار ما قول آن را به نسل جوان داد و مباد که کسی در جبهه خودی روزی بر سر میز مذاکرهای بنشیند که نتیجه آن تنها ماندن یوسف عالم اسلام باشد.
مگر من با آنان چه کرده بودم، پدر!
پروانهها بر شانههایم نشستند
خوشهها به رویم خم شدند
و پرنده بر کف دستانم فرود آمد
با آنان چه کرده بودم، پدر!
و چرا من؟
تو یوسفم نامیدی
آنان به چاهم انداختند
و به گرگ تهمت بستند
حال آن که گرگ مهربانتر از برادران من است
آی پدر!
آیا من به کسی جفا کردم
وقتی که گفتم: به رویا یازده ستاره دیدم
و خورشید و ماه را
دیدم که بر من سجده میبرند
من یوسفم پدر!
عطا شعبانی راد
انتهای پیام/