13. تير 1405 - 14:05   |   کد مطلب: 34859
یادداشت
صبح وداع
امروز همه نگاه‌ها به سمت مصلی است، نه از روی تشنگی دیدن، که از روی اجبار عاشقانه. گویی هر چشمی در این شهر، تیرکمان دعایی است که سنگ نیاز را به سوی آن گنبد آشنا پرتاب می کند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «ملایری‌ها»؛  صبح تهران با نوای قرآن آغاز شد؛ نغمه‌ای که از دل گنبد مصلی برمی‌خاست و با آهنگ مرثیه‌ها در هم می‌آمیخت. گویی خود آسمان هم می‌دانست که امروز، نور دیگری باید از زمین برخیزد. امروز تهران نفس‌هایش را حبس کرده بود؛ خیابان‌ها رگ‌هایشان را گشوده بودند تا سیل جمعیت را به‌سوی یک نقطه ببرند؛ نقطه‌ای که تمام قبله‌ها در آن جمع می‌شوند: مصلای امام خمینی(ره)؛ میزبان مراسم وداع با پیکر شهید سید علی خامنه‌ای، قائد امت.
همه نگاه‌ها به سمت مصلی است. نه از روی تشنگی دیدن، که از روی اجبار عاشقانه. گویی هر چشمی در این شهر، تیرکمان دعایی است که سنگ نیاز را به سوی آن گنبد آشنا پرتاب می کند. پیرمردی که عصا به دست گرفته، زنی که کودکش را در بغل فشرده، جوانی که پرچم بر دوش کشیده، نوجوانی که اشک را پشت پلک هایش زندانی کرده است؛ همه آمده‌اند.
مردم ایران اسلامی، پر شورتر از همیشه، اما خاموش‌تر از همیشه. شورشان در سکوت قدم‌هاست، در نظم صفوف، در نگاه‌های خیس و در دست‌هایی که بر سینه می‌کوبند. فضای مراسم، آمیزه‌ای از سوگواری و سکوت بود؛ سکوتی که با شعارهای «یا حسین» و «لبیک یا خامنه‌ای» می‌شکست و دوباره به سوگ برمی‌گشت. اینجا دیگر یک تجمع معمولی نیست؛ اینجا صحنه پیوندی است که از دل کویر و کوه، از کناردریا و دشت، از هر نقطه این سرزمین کهن، ریشه کشیده است.
از هر قومیت، از هر رنگ، از هر لهجه، از هر کوچه و بیابان، از هر شهر و روستا. امروز مرزها را نه نقشه که دل‌ها کشیده‌اند. کرد و لر و ترک و فارس، بلوچ و گیلک و عرب، همه در یک صف، با یک آهنگ، زیر یک پرچم. گویا ایران امروز یکپارچه شده است در یک کلمه: «یا حسین».
آمده‌اند برای خون‌خواهی. اما نه با نیزه و شمشیر که با حلقه‌های عزاداری و فریادهای خاموش. خونخواهی آنها نه در اشک گونه‌ها و نفرین لب‌هاست؛ خونخواهی آنها پیمان دوباره با راهی است که شهیدشان نشان داد. آنها آمده‌اند تا بگویند: «ما هنوز ایستاده‌ایم.» آمده‌اند تا این گردهمایی بی‌نظیر را به تماشای تاریخ بنشانند؛ آمده‌اند تا از دل یک‌صدا شدن، انسجامی تازه بیافرینند. اینجا نه سوگ تنهایی که جشن با هم بودن است؛ نه وداعی در میان است که تجدید پیمانی با آرمان‌هایی است که هرگز کهنه نمی‌شود.
مصلی امروز، یک میدان نیست؛ یک حریم است. حریم عهدی که با خون تازه شده است و تمام نگاه‌ها، از هر سو، به آن نقطه دوخته شده، چنان که گویی اگر کسی پلک بر هم زند، این آخرین وداع را از دست می‌دهد.
و میان این‌همه نگاه، یک نگاه بیشتر می‌درخشد؛ نگاه آسمان که بر این خاک سوگوار، اشک‌هایش را حلال می‌کند و بر این ملت همیشه بیدار، روشنایی ماندگارش را فرو می‌بارد.

دیدگاه شما

آخرین اخبار